زدن
زن
در آيه 34
نساء سوره 4
جملهای دارد كه
فريبكاران از
آن سوء
استفاده
ميكنند و افراد بی اطلاع را
با قيافه حق
بجانب فريب
ميدهند.
امروزه
با توجه به پی بردن
روابط عجيب و
حيران كننده رياضی
قرآن شکی باقی
نمی ماند
كه قرآن
كار مردم
بيسواد
چهارده قرن
پيش عربستان
نبوده چه رسد
بكار يك نفر.
بايد
توجه داشت كه
شماره 3:24
پيدايش (كتاب
اول عهد عتيق)
ميگويد:
"از اين سبب
مرد پدر و
مادر خود را
ترك كرده با زن خويش
خواهد پيوست و
يك تن خواهند
بود."
چون در سه شماره
قبل از آن
آمده است: "خداوند
خوابی گران
برآدم مستولی
گردانيد تا
بخفت (خوابيد) و يکی از
دندههايش را
گرفت
و گوشت
در جايش پركرد
و خداوند خدا
آن دنده را كه
از آدم گرفته
بود زنی بنا
كرد و ويرا
بنزد آدم
آورد."
در
شماره 14 تا 3:17 پيدايش پس از
اينكه درباره
فريب خوردن زن
آدم توسط مار
و خوردن از
ميوه درخت
ممنوعه
كه خدا
آدم و زنش را
از خوردن آن
منع كرده بود
و زن پس از
اينكه خودش
خورد (بشوهر
خود نيز داد و
او خورد.)
ميگويد:
“خداوند
بمار گفت
چونكه اينكار
را كردی
از جميع بهائم
و از همه
حيوانات صحرا
ملعون تر
هستی.
بر شکمت
راه خواهی رفت
و تمام ايام
عمرت خاک خواهی
خورد و عداوت
(دشمنی) در
ميان تو و زن و
در ميان ذريت
تو
و ذريت
وی
ميگذارم. او
سر تو را
خواهد كوبيد و
تو پاشنه وی را خواهی
كوبيد.
و به زن
گفت الم (رنج) و
حمل (بارداری) تو را
بسيار افزون
گردانم با الم
فرزندان خواهی زائيد و
اشتياق تو به
شوهرت خواهد
بود
و او
برتو حكمرانی
خواهد كرد.
و به آدم
گفت چونكه سخن
زوجهات را
شنيدی و از
آن درخت خوردی كه امر
فرموده گفتم
از آن نخوری
پس بسبب
تو زمين ملعون
شد و تمام
ايام (روزهای) عمرت از آن
با رنج خواهی
خورد."
مطابق
شماره 16
مرد برزن (حكمرانی) ميكند.
نام اين
درخت مطابق
شماره 2:17
پيدايش (درخت
معرفت نيك وبد) است.
در قرآن
از نام اين
درخت صحبتی
نشده و از
اينكه خدا زن
را از دنده
آدم ساخت صحبتی
نشده.
ولی در آيه 7:22
سوره اعراف و 121 طه
سوره 20
ميفرمايد:
"چون از آن
خوردند متوجه
آلات جنسی
خودشان شدند."
لذا اين
درخت نه درخت
انگور بود نه درخت سيب و
نه گندم.
پال (پولس. پل) در
شماره 14:34 و
14:35 نامه اول خود
به قرنتيان
(كتاب هفتم
عهد جديد)
مينويسد:
"زنان شما
در کليساها
خاموش باشند.
زيرا كه ايشان
را حرف زدن
جايز نيست
بلكه اطاعت
كردن چنانكه
تورات نيز
ميگويد.
اما اگر
ميخواهند چيزی بياموزند
در خانه از
شوهران خود
بپرسند. چون
زنان را در
كليسا حرف زدن
قبيح است."
كليسا
انجمن
مسيحيان بوده
است نه
ساختمان
كليسای
امروزی.
عيسی
مسيح (ع) در شماره 5:31 و 5:32 متی (كتاب اول
عهد جديد)
ميفرمايد:
"گفته شده
است هر كه از
زن خود مفارفت
جويد طلاق
نامهای بدو
بدهد. (اول باب 24
تثينه)
ليكن
من به شما
ميگويم هر كس
بغير علت زنا زن خود را
از خود
جدا كند باعث
زنا كردن او
ميباشد و هر كه
زن مطلقه
(طلاق داده
شده) را نكاح
كند زنا كرده
باشد."
ولی عيسی
مسيح (ع) نميگويد
اگر زن از
شوهرش اطاعت
نكرد مرد چه بايد
بكند. چون
نميتواند او را
طلاق بدهد.
قرآن
درباره رابطه
زن و مرد در
آيه 30:21 سوره روم
ميفرمايد:
"يکی از
آيات او (آيات
خداوند) اين است كه
برای شما
از جنس خودتان
همسر آفريد تا
با آنها آرامش
پيدا كنيد.
و
بين
شما دوستی و
رحمت بوجود
آورد. در اين
كار برای افراد
متفكر آياتی (نشانههائی
از حكمت) وجود دارد."
بنابراين
زن و مرد
مسلمان واقعی
(نه اسمی)
ميدانند بايد
موجب آرامش هم
باشند
و
خانواده بايد
در عين محبت
وعاطفه و
آرامش زندگی
كند نه با جار و جنجال
و كتك كاری و دعوا.
آيه 228
بقره سوره 2
ميفرمايد:
"زن ها
حقوق شايستهای دارند مثل
وظائفی كه
دارند، و مردان بر
آنها درجهای برتری دارند..."
آيه 34
نساء سوره 4
ميفرمايد:
"بخاطر
اينكه بعضی را
بر
بعضی
برتری
دادهايم (از
نظر ساختمان
جسمی و قدرت
بدنی)
و بخاطر خرجی
كه ميكنند
مردان
از زنان
مراقبت
ميكنند... زنانی
كه از نشوز آنها ميترسيد،
اول آنها را
نصيحت كنيد.
(اگر فايدهای نداشت) در
رختخواب از
آنها كناره
جوئی كنيد (اگرفايده
نداشت) آنها
را بزنيد.
اگر از شما
اطاعت كردند
دنبال راهی
برعليه آنها
نگرديد...››
می بينيم
اين (يك
درجه برتری) بعلت برتری ساختمان
بدنی و دادن
مخارج
خانواده
ميباشد.
ميدانيم
كه مردان از
لحاظ ساختمان
جسمی بطور نسبی
بلند تر
و قوی تر
از زنان
ميباشند
به اين
جهت مراقبت از
خانواده به
عهده آنان گذاشته
شده در طبيعت
جنس نر
معمولاً قوی تر از
جنس ماده است.
نشوز
فقط در مورد
رابطه جنسی
است نه چيز
ديگر. چون عقد
نكاح بر رابطه
جنسی قرار دارد.
وگرنه
زن و مرد در
خانه پدر و
مادر خود غذا
و پوشاک
و رختخواب برای خوابيدن
داشتند زحمتی
هم نميكشيدند.
فقط ميل
جنسی و غريزه
جنسی آنها را
از خانواده
خود جدا کرده
و به تشكيل خانواده
جديد كشانده
است.
آيه 128
نساء (همين
سوره) درباره
نشوز مرد صحبت
ميکند.
اگر
نشوز بمعنی
اطاعت مطلق در
كليه امور
باشد بالاخره
زن بايد از
مرد در تمام
كارها اطاعت
كند يا مرد
بايد
از زن در
همه كارها
اطاعت مطلق
كند؟
توجه
داشته باشيد
كه مرد
بايد با زن
خود بخوبی
رفتار كند. چون آيه 19
نساء
ميفرمايد:
"... با
زنانتان بخوبی
رفتار كنيد
اگر از
زنانتان
بدتان بيايد
توجه داشته
باشيد كه امكان
دارد شما از
چيزی
بدتان بيايد
در
صورتيكه خدا
خير زيادی در آن قرار
داده باشد."
می بينيم
كه مردان
مسلمان بايد
با زنان خود خوشرفتار
باشند
و با آنها بخوبی
رفتار كنند.
لذا
زن و مرد
مسلمان واقعی
جنگ و دعوائی
با هم ندارند
و هر
يک از آنها
وظيفه خود را در
مقابل همسر
خود ميدانند و
به آن عمل ميکنند.
اما
کسانی که
ادعاء مسلمانی
ميکنند و از اسلام
فقط اسمی
دارند زيادند
و ننگ اسلام
ميباشند.
از اين
افراد در تمام
اديان وجود
دارند. می بينيم
كه آيه 34 نساء 3
مرحله تعيين
ميكند. اول
نصحيت.
چون
بسياری
از زنان منطقی
ميباشند و به
عهد خود
پايبند
ميباشد. چون
يکی از صفات
مسلمانان
نيكوكار وفای بعهد است.
آيه 177
بقره سوره 2 را
ببينيد. آيه
اول سوره
مائده سوره 5 را
نيز در مورد
پايبندی به قرار
دادها (عقد) را
ببينيد.
چنين
افرادی
با ياد آوری متن عقد كه
درباره رابطه
جنسی است بياد
وظيفهای كه بعهده
دارند
ميافتند و
زندگی
خانوادگی را
به جهنم تبديل
نميكنند.
مرحله
دوم بی اعتنائی
به زن و جدا شدن از زن
در رختخواب
است
كه مرد
يا رختخواب
خود را جدا
ميكند يا در
رختخواب پشت
به زن ميكند و
ميخوابد.
چون بعضی
از زنان خيال
ميكنند. اگر
برای
شوهر خود ناز
كنند و با شوق
بوظيفه جنسی
خود عمل نكنند
شوهرشان از
غصه دق ميكند
و روی دست و
پايشان می افتد،
و هر چه
بخواهند برای آنها
انجام ميدهد.
البته زنان
مسلمان واقعی
توقع بيجا از
همسران خود
ندارند همانطور
كه
مردان مسلمان
واقعی از زنان
خود توقع بيجا
ندارند.
چون هر
دو وظيفه خود
را در مقابل
ديگری
ميدانند و حقوق
يكديگر را مراعات
ميكنند.
ولی
متأسفانه
بيشتر
مسلمانان از
اسلام فقط اسمی
دارند. مثل
همه اديان
ديگر.
اسلام
تسليم احكام و
امر و نهی و نظر
خدا بودن است
ولی مردم
بجای
تسليم خدا
بودن تسليم
روحانی
نماهای
دکاندار بی اطلاع از
كتاب الهی
هستند
كه دين را
وسيله كسب
معاش و تأمين
مخارج زندگی
خود كردهاند.
بی اعتنائی
به چنين زنان
نامسلمانی
آنها را از
آسمان تخيلات
و تصورات باطل
خود پائين
ميآورد و
متوجه زندگی
واقعی ميكند.
اگر جزو
اين دسته هم
نبودند. يك
دسته از زنان
كه تعدادشان
در اجتماعات
بشری كم
نيست وجود
دارند كه از
مرد قوی
و خشن خوششان
می آيد.
اينها
دوست دارند
مرد با آنها
با خشونت
رفتار كند. به
چنين زنانی
مازوخيست يا
مازوشيست يا
مزوکيست
ميگويند.
مردان مزوکيست
هم وجود دارند
همانطور كه
مردان و زنان
ساديست هم
وجود دارند
داروی اين
زنان خشونت
است.
البته
اگر معلوم شد
از اين دسته
هم نيستند. آيه
بعد يعنی آيه 35
نساء
ميفرمايد:
"اگر از
جدائی و
مخالفت آنها
با هم ترسيديد
داوری
از خانواده
مرد و داوری از
خانواده زن
انتخاب كنيد.
اگر
خواستار
اصلاح باشند
خدا بين آنها
موافقت ايجاد
ميكند..."
اگر اين
سازش موافقت
ايجاد نشد
چارهای جز طلاق
وجود ندارد.
بعد از
طلاق هم بايد
زن
سه طهر
(پاك شدن از قاعدگی ماهانه)
را در خانه
شوهر زندگی كند.
شايد
بياد روزهای خوشی كه باهم
داشتند
بيفتند و از هم پاشيدن
كانون
خانواده
جلوگيری شود.
آيه اول
سوره طلاق
سوره 65.
می بينيم
اين زدن، زدنی
فريبكاران يا
افراد بی اطلاع ميگويند
از
تعاليم قرآن نيست.
ولی چه
ميشود كرد.
بلند گوهای تبليغاتی
در دست دشمنان
اسلام است.
كه با
دروغگوئی های خود افراد
بی اطلاع
را فريب
ميدهند
من فكر ميكنم
تا نيمه اين
قرن مسلمانان
بخواب رفته از
خواب بيدار
ميشوند
و متوجه
ميشوند كه
مطابق گفته علامه
طباطبائی در صفحه 75
كتاب (اسلام و
احتياجات
واقعی هر عصر)
"مزدوران
ماده پرست (دكانداران
دين فروش) با يكدسته افكار سست و واهی
و بی اثر
سرگرمشان
كردند."
و
فريبشان دادهاند
و آنها را به
بيراهه بردهاند.
و با بيداری و متحد شدن
آنها اسلام
واقعی دوباره
زنده خواهد شد
و جهان
با واقعيت
حيات بخش
اسلام آشنا
خواهد شد.
راديو و
تلويزيون و
اينترنت و فيلم
و چاپ اينكار
را آسان كرده.