سنی يا شيعه؟

 

خداوند در آيه 155 سوره انعام ميفرمايد:

"اين قرآن كتاب مباركی است كه ما نازل كرديم بنابراين از آن پيروی كنيد

  و از نافرمانی و عذاب خدا بترسيد تا مورد رحمت او قرار گيريد."

   

افرادی که به اسم اسلام مردان، زنان، و کودکان سنی يا شيعه را بيگناه ميکشند،

آيا به آيه 159 سوره انعام نگاه کرده اند که خداوند به حضرت رسول ميفرمايد:

"كسانی كه دينشان را فرقه فرقه كردند و بصورت گروههائی در آمدند تو رابطه‌ای با آنها نداری. 

كار آنها با خداست."

         

خداوند در مورد جنگ با کافران در آيه 90 سوره نساء ميفرمايد:

"اگر از شما كناره‌ جويی كردند و با شما نجنگيدند و به شما پيشنهاد صلح كردند با آنها صلح كنيد.

خدا برای شما راهی بر عليه آنها قرار نداده است."

   

شما چطور عده ای مسلمان بيگناه، زن و بچه مردم رابه اسم دين ميکشيد؟

خداوند ميفرمايد که حتی راهی بر عليه کفاری که جنگ را با مسلمانان شروع کردند و با مسمانان ميجنگيدند،

اگر پيشنهاد صلح كردند قرار نداده است، و ما بايد با آنها صلح کنيم.

اين افراد بی گناهی که ديروز و ديروزها بوسيله بمب تکه تکه کرديد مسلمان بودند.

اسم کتابی و اسم دينی که اجازه کشتن اين بی گناهان را به شما ميدهد چيست؟

   

خداوند در آيه های 6 تا 8 سوره ملک ميفرمايد:

"افرادی كه منكر خداوندشان شدند عذاب جهنم را در پيش دارند.

جهنم بد جائی است

وقتی در آن بيفتند صدای دلخراش آن را در حالی كه ميجوشد ميشنوند

نزديك است جهنم از شدت خشم منفجر شود.

هر گاه دسته‌ای در آن افكنده شوند، نگهبانان جهنم از آنها می‌ پرسند،

آيا پيغمبری كه شما را از عذاب خدا بر حذر دارد برای شما نيامد؟"

    

بعضی ها در آن روز به نگهبانان جهنم جواب ميدهند، چرا آمد و کتابی بسيار ساده و قابل فهم از دستورات خداوندمان برای ما آورد،

ولی ما تصميم گرفتيم آن کتاب را کنار بگذاريم و تسليم دستورات عده ای دکاندار مذهبی، بی ‌اطلاع از كتاب الهی

كه دين را وسيله كسب معاش و تأمين مخارج زندگی خود كرده‌اند باشيم و از آنها پيروی کنيم.

 

دور از کشور عزيزم ايران، اخباری در تلويزيون های اينجا می بينم و ميشنوم  که باعث تاسف و تعجب زيادی برای من ميشود.

تقريبا هر روز خبرهائی است که گروهی سنی گروهی شيعه يا گروهی شيعه گروهی سنی را بوسيله انفجار کشته اند.

   

حدود دوازده سال پيش برای اولين بار ترجمه قابل فهمی از قرآن بدستم رسيد، بعد از خواندن آن تصميم گرفتم که آنرا با مردم جهان

در ميان بگذارم، در حال حاظر، افرادی که از اين سايت، ترجمه قرآن را ميخوانند در حدود هزار نفر در روز است، خدا را شکر.

  

من تقريبا سالی سه بار ترجمه قرآن را از اولين سوره تا آخرين سوره ميخوانم. يعنی تا بحال قرآن را 36 بار خوانده ام –

منظور اين است که با فرمايشات خداوند (قرآن مجيد) تا حد زيادی اشنا هستم.

   

بعد از اين مقدمه، مطلب را با دستور و فرمانی از خداوند، آيه 93 سوره نساء از قرآن شروع ميکنم:

" كسی كه مومنی را عمداً بكشد جزای او جهنم است و هميشه در آن خواهد بود و مورد غضب و لعنت خدا است

و خدا برای او عذاب بزرگی آماده كرده است."

   

اگر اخباری که از تلويزيون های اينجا می بينيم و می شنويم حقيقت دارد، افرادی که اين جنايات را انجام ميدهند و خود را مسلمان ميخوانند، کدام قسمت اين آيه را نمی فهمند؟

آيا متوجه هستند مورد غضب و لعنت خدا قرار گرفتن يعنی چه؟ 

      

اين امر و دستور خداوند است که در آيه 32 سوره مائده ميفرمايد:

"هر كس كسی را بكشد، بدون اينكه او كسی را كشته يا مرتكب فسادی در زمين شده باشد، مثل اين است كه تمام مردم را كشته باشد،

و كسی كه فردی را زنده كند مثل اين است كه تمام مردم را زنده كرده است."

   

اين افراد امر و دستور کدام بی دين دکاندار مذهبی قرآن نخوانده ای را که مذهب را وسيله ايجاد درآمد،

و دين را وسيله كسب معاش و تأمين مخارج زندگی خود كرده ‌است اجرا ميکنند؟

   

خداوند در آيه 3 سوره اعراف ميفرمايد:

"از آنچه از خداوندتان به شما نازل شده (از قرآن ) پيروی كنيد و از اوليائی غير از آن پيروی نكنيد."

           

آيا اين دستور بسيار ساده و براحتی قابل فهم نيست؟

فرد مسلمان مطابق اين دستور فقط از قرآن پيروی ميكند و از اوليايی غير از قرآن پيروی نميكند.

چون مسلمان تسليم خدا است نه تسليم انسان ها.

کدام قسمت از اين آيه ها و دستورهای خداوند برای آن جنايتکار که مردم بيگناه را ميکشد و خود را مسلمان مينامد قابل فهم نيست؟

داشتن اسم محمد، علی، اکبر، و حسين که دليل مسلمانی من نيست. اجرا کردن دستورهای خداوند دليل مسلمان بودن من است.

    

خداوند در آيه 3 سوره مائده ميفرمايد:

"امروز دين شما را كامل و نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام (تسليم خدا بودن) را برای شما برگزيدم"

    

خداوند به وضوح و به سادگی به ما ميفرمايد "دين شما را كامل کردم".

معنی کلمه "کامل" چيست؟

من در مورد امری که من و شما در زمانی فکر ميکنيم کامل است، و بعدها متوجه ميشويم که امکان دارد اشتباه کرده باشيم صحبت نميکنم.

من در مورد ذات مقدسی صحبت ميکنم که اشتباه در کارش نبوده، نيست، و در هيچ زمانی نخواهد بود.

من در مورد معبودی صحبت ميکنم که آسمان ها و زمين و هر چه بين آنهاست را آفريده.

اين ذات مقدس (خداوند يکتا) به من و شما ميفرمايد که دين مسلمانان كامل است،

يعنی كمبودی ندارد كه ديگران بخواهند آنرا كامل كنند .

   

بيائيد ببينيم شاه مردان حضرت علی (ع)، اميرالمومنين، شيرمردی که نامش لرزه به اندام هر جنگجو و دلاوری می اندخت، امام مسلمين جهان،

پدر بزرگوار سيدالشهدا، مطيع کامل خداوند و کاتب قرآن مجيد، در خطبه ۱۸ نهج البلاغه در اين مورد چه ميفرمايد:

" يا خداوند سبحان دين ناقص فرستاده و از ايشان كمك خواسته آن را كامل كنند؟...

يا آنها شريک خدا هستند و حق دارند نظر خود را بگويند و وظيفه خدا است که آن را قبول کند؟ ...

يا خداوند سبحان دين را كامل فرستاده و پيغمبر (ص) از رساندن آن بمردم كوتاهی كرده؟"

   

چطور با در اختيار داشتن قرآن هنوز عده ای گول دکانداران مذهبی، که بی ‌اطلاع از كتاب الهی هستند را ميخورند؟

بطور کامل، تمام دستورات خداوند (قرآن مجيد) در دست من و شما است. تمام دستوراتی که خداوند به قلب رسول اکرم،

حضرت محمد (ص) الهام فرمود تا آنها را بصورت کتابی الهی (قرآن مجيد) در اختيار من و شما بگذارد.

رسولی که خود اولين بشری بود که به يک يک آيات قرآن اعتقاد کامل و مطلق داشت،

هرگز و هيچ وقت برخلاف آن کاری نميکرد، و هرگز و هيچ وقت برخلاف آن حرفی نميزد.     

اگر من اين کتاب الهی را کنار بگذارم و تابع نظريات چند انسان که حتی قادر به کنترل کردن آب دماغشان هم نيستند بشوم

و دستورات آنها را اجرا کنم، اسم اين کاری که من ميکنم چيست؟

    

خداوند در آيه 6 سوره جاثيه ميفرمايد:

"بعد از سخن خدا و آياتش به چه سخنی ايمان مياورند؟" 

      

افرادی که به اسم اسلام برادران، خواهران، و کودکان سنی يا شيعه بیگناه را ميکشند،

آيا به آيه 159 سوره انعام نگاه کرده اند که خداوند به حضرت رسول ميفرمايد:

"كسانی كه دينشان را فرقه فرقه كردند و بصورت گروههائی در آمدند تو رابطه‌ای با آنها نداری. 

كار آنها با خداست."

    

اين دستور و امر صريح خداوند يکتا است به حضرت رسول (ص) که صريحا ميفرمايد: 

"تو رابطه ای با كسانی كه دينشان را فرقه فرقه كردند نداری."

درک و برداشت من از اين آيه اين است که خداوند به رسول اکرم ميفرمايد:

اگر من دينم را فرقه فرقه کردم و دينم را بصورت گروههای مختلفی در آوردم،

از آن ببعد حضرت محمد (ص) با من کاری و رابطه ای نخواهد داشت و نبايد داشته باشد، و کار من از آن ببعد با خود خدا است.

آيا شما برداشت و درک ديگری از اين آيه داريد؟

بعد از خواندن اين آيه بسيار روشن، واضح و صريح، آيا ما مسلمانان هنوز بايد فرقه فرقه باشيم؟

لطفا به عمق اين دستور خداوند به حضرت محمد (ص) فکر کنيد.

اگر من با فرقه فرقه کردن دين اسلام، يعنی بجای اينکه بنا به دستور صريح خداوند که مرا مسلمان ناميده،

به گروه های مختلفی مثل شيعه و سنی و ... تقسيم شوم. اين عمل من آنقدر در نظر خداوند نادرست و اشتباه است که خداوند به حضرت محمد (ص) دستور صريح ميدهد که مرا بحال خود بگذارد و رابطه اش را با من قطع کند. 

پيغمبر خدا از آن ببعد رابطه اش را با من قطع کند. آيا بدبختی و گمراهی بزرگتری از اين در جهان وجود دارد؟

تازه بعد از اين مصيبت که رسول خداوند رابطه اش را با من قطع کرده، خداوند ميفرمايد: "كار آنها با خداست."  

حدس بزنيد چه بلائی در انتظار من است وقتی به دستور و امر صريح خداوندم عمل نميکنم.

    

ما ديگر بچه نيستيم که ما را گول بزنند. همه ما تاريخ را خوانده ايم و ميدانيم که برای افرادی که از آن درس نميگيرند و همان اشتباهات را تکرار ميکنند، گرفتاری ها و شکست ها برايشان تکرار ميشود.

  

شما فکر ميکنيد با فرقه فرقه و گروه گروه کردن دين اسلام، و در نتيجه ضعيف کردن اين دين،

چه افرادی، چه کشورهائی، و چه گروه هائی از آن استفاده ميبرند؟

آيا برای من و شما مشکل است که بفهميم، ما را بجان هم انداخته اند و کنار گودال نشسته اند

و از اين بی اطلاعی و بدبختی ما لذت ميبرند؟ 

برای جلوگيری از تمام اين گرفتاری ها و بدبختیها تنها کاری که ما ميتوانيم بکنيم اين است که:

       1. طبق دستور صريح و واضح خداوند، قرآن را هر چه بيشتر بخوانيم و بدستورات آن عمل کنيم.

       2. فرقه فرقه و گروه گروه نشويم. (دستور صريح و واضح خداوند)

       3. به حرفهائی که با دستورات خداوند مقايرت دارد گوش ندهيم و آنها را اجرا نکنيم.

       4. همگی همان طور که خداوند به تک تک ما دستور داده "مسلمان باشيم".

       5. فقط يک گروه، فقط مسلمان، فقط و فقط تابع دستورات خداوند (قران مجيد).

       6. طبق دستور صريح و واضح خداوند، همگی به رشته الهی ( قرآن) بچسبيد و دچار تفرقه نشويد. آيه :103 سوره آل عمران

  

اگر به اميد خداوند ما "مسلمان" و در نتيجه کاملا متحد باشيم، کدام کشور يا کدام گروه حتی جرأت ميکند بر عليه ما اقدامی کند؟ 

امروزه ما را با فرقه فرقه کردنمان بجان هم انداخته اند و خود ما، (مسلمانان شيعه، مسلمانان سنی، مسلمانان ...)

همه بلاها را خودمان سر خودمان مياوريم. ديگر احتياجی به دشمن نيست.

وای بر بی اطلاعی از قرآن.

   

بيائيد به اين دستور صريح و واضح خداوند که تمام مشگل ها را بطور کامل حل ميکند نگاه کنيم:

خداوند در آيه 73:20 سوره مزمل دو بار به من و شما ميفرمايد:

                            " تا آنجا كه ميتوانيد قرآن بخوانيد"

شما فکر ميکنيد اين دستور برای چه منظوری داده شده است؟

من و همه کسانی که قرآن را بکرات خوانده اند، و همانطوری که خداوند به ما دستور داده در مورد هر آيه اش فکر و انديشه کرده اند،

باين امر بسيار مهم پی برده اند که اين کتاب الهی، بهترين راهنماست برای يک زندگی پاک و راحت در اين دنيا،

و اجرا کردن دستوراتش، تنها راه ورود به بهشت برين است.

      

آيا من که خودم را مسلمان مينامم، و امروز بطور کامل، تمام دستورات خداوند (قرآن مجيد)

به زبانی که من براحتی ميتوانم آنرا بفهمم و درک کنم در دست من است، اگر اين دستور را ناديده بگيرم و اجرا نکنم،

و مانند عده کثيری که خود را مسلمان مينامند، اين کتاب الهی را حتی يکبار نخوانم، نام اين کارم چيست؟ 

   

وای بر ما که بجای خواندن مکرر قرآن و اجرای تمام دستورات خداوند در آن، آن را می بوسيم و سر تاقچه ميگذاريم.

مثل اينکه بوسيدن و سر تاقچه گذاشتن قرآن ما را مسلمان ميکند.

   

لطفا بخاطر داشته باشيد که خداوند شديدا بخشنده و مهربان است،

امروز بهترين روز است که شروع به خواندن قرآن بکنيم.        

     

خداوند در آيه 32 سوره روم بما هشدار ميدهد که از اين گروه نباشيم و ميفرمايد:

"در حاليكه بسوی او برميگرديد از نافرمانی و عذاب او بترسيد و نماز را بپا داريد و از مشركان نباشيد.

از کسانی (مشرکانی) كه دينشان را فرقه فرقه كردند و به گروه‌ها تقسيم شدند و هر گروهی به اعتقادات خود دلخوش است."

         

خداوند در آيه :103 سوره آل عمران ميفرمايد:

"همگی به رشته الهی ( قرآن) بچسبيد و دچار تفرقه نشويد و نعمت خدا را بر خودتان بياد داشته باشيد كه دشمن هم بوديد و خدا بين دلهای شما محبت ايجاد كرد و به نعمت آن برادر هم شديد، و كنار گودالی از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد.

خدا آياتش را اينطور برای شما بيان ميكند تا هدايت شويد."  

   

شما فکر ميکنيد که روی سخن خداوند با کيست؟

خداوند بما دستور ميدهد که همگی  به رشته الهی (قرآن) بچسبيد.

آيا ما مسلمانان همگی قرآن را حتی يکبار خوانده ايم؟ 

خداوند بما دستور ميدهد که دچار تفرقه نشويم. آيا اين قسمت از اين آيه احتياج به تشريح کردن بيشتری دارد؟

خداوند ميفرمايد ما برادر هم شديم. کدام برادر، برادر و خانواده بيگناه او را منفجر و تکه تکه ميکند؟

کجای قرآن پروردگار به ما اجازه داده که به هم کوچکترين تعدی و تجاوزی بکنيم؟ 

انسانی که خود را مسلمان ميخواند اجازه ندارد حتی به کافری تجاوز کند چه برسد به يک مسلمان. باور نميکنيد؟ اين آيه را بخوانيد.

    

خداوند در آيه 2:190 سوره بقره ميفرمايد:

"و در راه خدا با كسانی كه با شما می جنگند، بجنگيد ولی تعدی (تجاوز) نكنيد.

چون خدا افرادی را كه تجاوز ميكنند دوست ندارد."

   

اين دستور در مورد کافرانی است که با مسمانان ميجنگيدند. خداوند بما ميفرمايد که ما حتی اجازه تجاوز به آنها را هم نداريم.

ما مسلمانان، اجازه تجاوز به هيچ فردی، قومی، يا کشوری را نداريم.

دستور صريح و واضح خداوند است که اگر به ما حمله شد، ما اجازه داريم از خودمان دفاع کنيم، و اگر دشمن به ما پيشنهاد صلح

کرد ما بايد پيشنهاد واقعی صلح را قبول کنيم.

خداوند ميفرمايد که ما را، اگر به کافری تجاوز و تعدی کنيم دوست ندارد.

وای به افرادی که روز و شب به مومنين تجاوز و تعدی ميکنند و حتی آنها را بخاک و خون ميکشند.

ما کجا هستيم و با بی اطلاعی از قرآن، به کجا ميرويم؟ 

   

خداوند در آيه 8:61 سوره انفال ميفرمايد:

اگر برای صلح حاضر شدند با آنها صلح كن و به خدا توكل كن، چون او شنوا و دانا است." 

      

خداوند در آيه 22:39 سوره حج ميفرمايد:

    "به کسانی که مورد حمله قرار گرفته اند بعلت اينکه مورد ظلم قرار گرفته اند

اجازه جنگ داده شده و خدا قادر به ياری کردن و پيروز ساختن آنها است."

   

خداوند در آيه 2:193 سوره بقره در مورد افرادی که با مسلمانان ميجنگند ميفرمايد

تجاوز فقط بر ستمكاران جايز است. من اجازه ندارم حتی به کافری تجاوز کنم چه رسد به مومنی:

"و با آنها بجنگيد تا توطئه‌ای باقی نماند و دين مخصوص خدا شود.

اگر دست برداشتند بدانيد كه تجاوز فقط بر ستمكاران جايز است."

   

خداوند در آيه 2:194 سوره بقره در مورد مسلمانانی که مورد تعدی قرار گرفته اند ميفرمايد:

"اگر كسی بشما تعدی كرد همانطور كه بشما تعدی كرده به او تعدی كنيد

و از نافرمانی خدا بترسيد و بدانيد كه خدا با پرهيزكاران است." 

          

خداوند در آيه 5:87 سوره مائده ميفرمايد:

"چون خدا افراد متجاوز را دوست ندارد."

   

خداوند در آيه های 52 و 53 سوره مومنون ميفرمايد:

"و اين امت شماست، يک امت و من خداوند شما هستم، لذا از نافرمانی من برحذر باشيد.     

  اما مردم دين خود را فرقه فرقه کردند و هر دسته ای به روشی که دارند دلخوشند."

   

اينها دستورهای واضح و صريح خداوند است که ما "يک امت" هستيم،

و بکرات در قرآن مجيد تاکيد شده که دينمان، اسلام را فرقه فرقه نکنيم.

       

عده ای که خود را مسلمان مينامند، برخلاف دستور خداوند، غير از اينکه دين خود را فرقه فرقه کرده اند،

افراد بيگناه فرقه ديگر را آزار داده و حتی آن ها را ميکشند.

    

هميشه اين فکر مرا اذيت ميکرد و درک کردنش برای من مشکل بود و هست،

فکر اينکه وقتی فردی عده ای زن و مرد و بچه بيگناه را ميکشد، چطور ميتواند در شب بخوابد؟

چطور ميتواند به صورت خودش در آينه نگاه کند؟

وقتی در آينه نگاه ميکند چه ميبيند؟

وقتی به جسد مادری نگاه ميکند که در حالی که فرزندش را در آغوش گرفته

در اثر انفجار يکی از بمب های لعنتی او متلاشی شده اند، چه در مغزش ميگذرد؟

   

وقتی پدری را ميبيند که جسد بيجان فرزندش را که بدست اين جنايتکار بی دين گشته شده است، با فرياد پسرم، پسرم، بخاک ميسپارد.

وقتی مادری را ميبيند که در عزای مرگ کودکش موهايش را ميکشد

و بجای بوسيدن صورت کودکش و فرستادن به دبستان او را به خاک می سپارد.

در افکار و در مغز اين جنايتکار بی خبر از خدا چه ميگذرد؟

    

من تعجب ميکنم که چطور و با چه جرأت افرادی که خود را مسلمان مينامند،

قرآن مجيد که  سراسر راهنمائی و هدايت است را کنار گذاشته و کتابی را که يک بشر که حتی قدرت مقابله

با يک ميکرب سرماخوردگی يا ويروس اسهال را ندارد بجای کتاب الهی خداوند ميخوانند و دستورات او را اجرا ميکنند.

آيا وصف جهنم را در قرآن نخوانده اند؟

    

خداوند در آيه های 11 تا 15 سوره فرقان ميفرمايد:

"حقيقت اين است که آنها قيامت را قبول ندارند، ما برای کسی که قيامت را قبول ندارد آتش جهنم را آماده کرده ايم،

وقتی جهنم آنها را از دور ببيند صدای خشم و خروش شديد آنرا ميشنوند،

و وقتی دست و پا بسته با غل و زنجير در جای تنگی از آن انداخته شوند آنوقت تقاضای مرگ ميکنند.

امروز يکبار تقاضای مرگ نکنيد بلکه بارها تقاضای مرگ بکنيد.

بگو اين وضع بهتر است يا بهشت هميشگی که به پرهيزکاران وعده داده شده.

بهشتی که پاداش کار خودشان  و محل بازگشت آنها است. "

   

خداوند در آيه های 6 تا 8 سوره انسان ميفرمايد:

"افرادی كه منكر خداوندشان شدند عذاب جهنم را در پيش دارند. جهنم بد جائی است.

وقتی در آن بيفتند صدای دلخراش آن را در حالی كه ميجوشد ميشنوند. نزديك است جهنم از شدت خشم منفجر شود.

هر گاه دسته‌ای در آن افكنده شوند، نگهبانان جهنم از آنها می‌ پرسند،

آيا پيغمبری كه شما را از عذاب خدا بر حذر دارد برای شما نيامد؟"

   

خداوند در آيه های 50 تا 52 سوره انفال ميفرمايد:

"كاش وقتی را كه فرشتگان جان افراد بی‌ايمان را ميگيرند ببينی،

در حاليكه به صورت و پشت آنها ميزنند به آنها ميگويند عذاب سوزان را بچشيد.    

اينكار بعلت كارهائی است كه ميكرديد، چون خدا به بندگانش ستم نميكند.     

اينها مثل آل ‌فرعون و افرادی كه قبل از آنها بودند، منكر آيات خدا شدند.

خدا هم بعلت گناهانشان آنها را دچار عذاب كرد، چون خدا نيرومند و مجازاتش شديد است."     

  

من از افرادی که مطالبی را سرهم ميکنند و بنام فرمايشات خداوند به مردم بی اطلاع از قرآن،

تزريق و تلقين ميکنند دعوت ميکنم که آيه 50 سوره نساء را بخوانند تا بدانند چه آينده ای در انتظارشان نشسته است.

خداوند در اين آيه ميفرمايد:

"نگاه كن چگونه دروغهايی را به هم ميبافند و به خدا افترا ميزنند.

همين يك گناه آشكار برای شخص كافی است."

   

 شما فکر ميکنيد منظور خداوند وقتی ميفرمايد: " همين يك گناه آشكار برای شخص كافی است" از اين جمله چيست؟

    

 خداوند در آيه 6:21 سوره انعام ميفرمايد:

"كيست ظالمتر از كسی كه دروغی را سر هم كند و از قول خدا بگويد يا منكر آيات او شود؟

ظلم كنندگان  رستگار نميشوند."

 

خداوند در آيه ذکر شده ميفرمايد "يا منكر آيات او شود"

خداوند صريحا در آياتش بمن ميفرمايد دينم را فرقه فرقه نکنم.

خداوند صريحا در آياتش بمن ميفرمايد انسان بيگناه را نکشم.

خداوند صريحا در آياتش بمن ميفرمايد من حتی اجازه ندارم به دشمنم تعدی و تجاوز کنم.

آيا اگر من غير دستورات خداوند عمل کنم، معنی اين کارم چيست، و آيا رستگار ميشوم؟

   

خداوند در آيه 155 سوره انعام ميفرمايد:

"اين قرآن كتاب مباركی است كه ما نازل كرديم بنابراين از آن پيروی كنيد

  و از نافرمانی و عذاب خدا بترسيد تا مورد رحمت او قرار گيريد."

  

در اين آيه و در هيچ آيه ديگری در قرآن، خداوند در مورد هيچ کتابی که بدست بشری نوشته شده حرفی نزده،

و فقط به کتب الهی اشاره ميکند.

   

از علی عليه السلام در سخن کوتاه  102  يا 105  نهج البلاغه نقل شده است که فرمود:

"خدا چيزهائی را بر شما واجب کرده آنها را ضايع نکنيد (آنها را انجام دهيد) و برای شما حدودی تعيين کرده از آنها تجاوز نکنيد،

و شما را از چيزهائی نهی کرده حرمت آنها را از بين نبريد (آن کارها را نکنيد)

و در مورد چيزهائی برای شما ساکت مانده (حرفی نزده) و آنها را از روی فراموشی ترک نکرده

خودتان را درباره آنها به زحمت نيندازيد."  مسئله تراشی نکنيد.

    

افرادی که ادعا ميکنند مردم برای فهميدن و درک قرآن به آنها احتياج دارند دکان باز کرده اند.

بعضی از اينها همان افرادی هستند که قرن ها از بی اطلاعی مردم سوء استفاده کرده اند

و افکار عقب افتاده و منفعت جويانه خود را بنام دين بخورد مردم دادند و ميدهند.

به آنها بگوئيد که سوره قمر آيه های 40، 32، 22، 17 را بخوانند که خداوند ميفرمايد:

" بدون ترديد ما قران را برای متوجه شدن آسان کرديم، آيا کسی هست که متوجه شود؟"

   

خداوند در آيه 65 و آيه 97 سوره انعام،

در هر بهانه ای را بروی افرادی که در مورد فهم و درک قرآن دنبال بهانه ميگردند بسته و ميفرمايد:

    "نگاه كن كه ما چگونه آيات را توضيح ميدهيم تا آن را بفهمند."  

"ما آيات را برای افراد دانا توضيح داده‌ايم."  

     <